تبليغاتX
دل گفته ها

دل گفته ها

حرفهای زیادی هست که حرف دله و باید گفته بشه. اینجا بهترین جاست برای دل نوشته ها...

اين مطالب در مورد نوشتن از لابه لاي مطالب ارائه شده در "كارگاه مهارت هاي ارتباطي براي كتابداران" كه روز پنجشنبه 17/8/86 توسط كميته آموزش انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران برگزار شد، انتخاب شده است. مدرس اين كارگاه آقاي دكتر ابراهيم افشار زنجاني بودند. براي دسترسي به اسلايدها و مطالب كامل ارائه شده در كارگاه، به وب سايت انجمن كتابداري و اطلاع رساني ايران مراجعه بفرمائيد. كمي درباره نوشتن 1 را هم ببينيد.

**********

توصيه هاى كلى براى نوشتن

 الف) اصل ”كوتاه ترين راه بين زبان ما و ذهن مخاطب يك جملة كوتاه و ساده است“ را فراموش نكنيم!  

-          نثر ناهموار مانند راه نا هموار است. رونده را زود خسته مي كند.

-          پاراگراف يك جمله اى ننويسيم!

-          حتي المقدور بيش از يك جملة معترضه در وسط جمله خود نياوريم!

-          جمله هاى دراز ننويسيم: توان انسان براي توجه همزمان به چند چيز محدود است

-          بكوشيم جمله هاى ما از 15 كلمه درازتر نباشد

-          از آوردن عبارت هاى فاقد ”بار اطلاعاتى“ خوددارى كنيم. اين يعني: مستقيم برويم سر اصل مطلب. مى توان اطلاعات زمينه اى را به دنبال آن بيان كرد. اين روش مى تواند توجه مخاطب را بيشتر جلب كند

مثالي زيبا از گلستان

یکی را زنی صاحب جمال جوان درگذشت/ و مادر زن فرتوت در خانه بماند./ مرد از محاورت او به جان رنجیدی/ و از مجاورت او چاره ندیدی./ طایفه ای از دوستان به پرسیدن آمددنش./ یکی گفتا: چگونه ای در فراق یار عزیز؟/ گفت: نادیدن زن بر من چندان دشخوار نیست که دیدن مادر زن./

گلستان سعدی باب 5

 

ب) ساختار سادة زبان گفتارى را مبنا قرار دهيم و از از آفت نثر اداري و ترجمه اى بپرهيزيم.  چند نمونه:

-          نسبت به دريافت مجوز اقدام نماييد= براى دريافت مجوز اقدام كنيد

-          از اهميت فوق العاده برخوردار است= اهميت فوق العاده دارد  

-          از مهمترين انواع آن مي توان به برگه هاى ده ستونى اشاره كرد=   از انواع مهم آن برگه هاى ده ستونى است

-          از قابليت استفاده برخوردار باشد= قابل استفاده باشد!

-          هور از عمق وسیعی (!) برخوردار است= هور عمیق است      

 

ج) دانش پايه مخاطب و خوانائى را در نظر داشته باشيم. مفهوم براي مخاطب ملموس و عينى باشد

-          واژه هاى نامأنوس و اصطلاحات فنى براى مردم عادى به كار نبريم                     

-          از قلم هاى نا خوانا استفاده نكنيم

-          كپى هاى رنگ و رو رفته براى مردم نفرسيتم

د) خود را به خواندن نثرهاى نويسندگان برجسته عادت دهيم

&&&&&

توصيه هاى خاص براي نوشتن

الف. در مورد فعل ها:‌

-          بكوشيم فعل هاى ساده (غير مركب) به كار بريم

-          بكوشيم از زمان هاى ساده استفاده كنيم

-          از به كار بردن وجه وصفى خوددارى كنيم

-          حذف فعل به قرينه را درست انجام دهيم

-          تا مى شود فعل مجهول به كار نبريم

-          فعل ”نمودن“ را فقط در معناى ”نمايش دادن“ به كار ببريم، نه در معناى ”كردن“ يا ”انجام دادن“

-          از ”مي باشد“  به جاي ”است“ و ”هست“ استفاده نكنيم. تكرار ”است“ عيب "نيست"!

-          تا مي شود ”گشتن“ و ”گرديدن“ را به جاى ”شدن“ به كار نبريم 

ب. در مورد حروف:

-          ”را“ ى مفعول بيواسطه را بلافاصله پس از مفعول بياوريد

-          از استفاده نا لازم از ”را“ خودداري كنيد

-          ”كه“ را به جاى ”و“ و نقطه به كار نبريد:

o        ”جبهة كم فشار از سمت خاور مى آيد كه اين امر موجب باران خواهد شد“

-          حتماً لازم نيست به جاى ”براى“ و ”به منظورِ“ از ”جهتِ“ استفاده كنيد

-         حتماً لازم نيست به جاى ”براىِ اينكه“ و ”ازين رو“ از ”لذا“ استفاده  كنيد!

ج. در مورد اسم ها:

-          جمع مكسر،‌ ”ـات“‌، ”يون“ و ”يين“ عربى را به ”ـان“ و ”ها“ ترجيح ندهيد

-          براى كلمات فارسى جمع مكسّر عربى به كار نبريد

-          تنوين براى كلمات فارسى به كار نبريد

د. در مورد تركيب ها:

-          ”در رابطه با“ را به جاى ”در بارة“، ”در مورد“، و ”راجع به“ ترجيح ندهيد

-          ”با توجه به“ را در معنى ِ ”به سببِ“ و ”به مناسبتِ“ به كار  نبريد

-          ”گاهي اوقات“ و ”تقريباًحدودِ“ به كار نبريد

-          تتابع اضافات مرتكب نشويد!

ه. رسم الخط و نقطه گذارى:

-          يكدستى را رعايت كنيد

-          يكى از استانداردهاى رايج را رعايت كنيد

-          موازين فاصله گذارى را رعايت كنيد

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:8  توسط محسن حاجي زين العابديني  | 

امروز داشتم اين منظره را نگاه مي كردم:

تهران - مركز اطلاعات و مدارك علمي كشاورزي

و ديدم كه چقدر برايم آشنا و در عين حال غريب است. آخرين باري كه آن را ديدم،‌ سبز بود. سبز سبز. اما حالا انگار كسي در اين تابلو نقاشي دست برده است.

وقتي سرم را چرخاندم، اين منظره را ديدم:

تهران - مركز اطلاعات و مدارك علمي كشاورزي

عجيب اينكه آن هم به سرنوشت تابلو بالايي دچار شده بود.

اينها مناظري است كه هر روز از پشت پنجره محل كارم مي بينم. يعني بايد ببينم. اما دريغ از روزهايي كه مي گذرد و بي هيچ درنگي از ما پيش مي زنند. در چند وقت اخير مشغوليتهايي داشتيم. امتحان جامع دكتري،‌ آماده سازي و دفاع از پيشنهاده (پروپزال) پايان نامه و چند كار خرده ريز ديگر. اگرچه هر روز اين تصاوير بر روي شبكيه چشمم قرار مي گرفت، اما قابل باور نيست كه اصلا آنها را نديده بودم. حالا كه انگار از خواب بيدار شده ام و دوباره نگاه مي كنم، آنها را مي بينم. و چه زيبا هستند. ولي چطور ممكن است كه آدم اين همه زيبايي را ببيند اما متوجه آنها نشود يا اصلا يادش نيايد كه آنها را ديده است.

و زندگي هم چنين سرنوشتي دارد. آنقدر درگير كارهاي متفاوت مي شويم كه فراموش مي كنيم زندگي را. در هر موقعيتي و هر زماني گرفتاريها فراوان است و انتها هم ندارند. هر چقدر هم پيش تر رويم حلقه گرفتاريها و پيچيدگيهاي زندگي تنگ تر مي شود.

بهتر است درنگ كنيم. بار ديگر پنجره را بگشائيم تا روز را دوباره ببينيم.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 9:14  توسط محسن حاجي زين العابديني  | 

هفته پیش آزمون جامع دکتری را داشتیم. ماراتنی بود دیدنی و شنیدنی. دو روز امتحان کتبی. ۶ درس که از هر درس فقط قرار بود ۲ سئوال طرح شود. اساتید هم که لطف کرده بودند و در هر سئوال چند سئوال جا داده بودند. یک روز هم آزمون شفاهی بود. خلاصه سه روز متوالی در فضای امتحانی بودیم.

سئوالات تحلیلی و به گونه ای بود که برای هر درس حداقل ۱۰ صفحه نوشتیم. اتفاق جالبی هم افتاد. وقتی سایر دوستان برای درس "سمینار مدیریت اطلاعات" نوشته های خود را تحویل دادند، اقای دکتر کوکبی از بنده سئوال کردند که چقدر دیگر وقت لازم دارم تا تمام کنم. بنده هم عرض کردم شما بفرمائید تا کی وقت دارم. چون تا هر زمانی که شما وقت داشته باشید بنده خواهم نوشت. اگر تا فردا هم وقت بدهید، نوشتن ادامه دارد (البته خوشبختانه صحبتی در مورد کیفیت نوشته ها یا مرتبط بودن آنها پیش نیامد)

اما نکته مهمی که به طنز برای چند تن از دوستان گفتم این بود که اگر می شد از فعل و انفعالاتی که در زمانهای امتحان در بدن انسان رخ می دهد، واکسنی درست کنند، احتمالا این واکسن می توانست بسیاری از مشکلات لاینحل بشر را حل کند. انگار در این زمانها قدرتی در آدم به وجود می آید که قبل و بعد از آن اصلا خبری از آن نیست. مطمئنم همه این حالات را تجربه کرده اند.

برخی از عکسهای آزمون و حواشی آن را می توانید در اینجا ملاحظه بفرمائید:

 http://libphotos.blogfa.com/post-175.aspx

http://asnafi.persianblog.ir/ (پست "پایان نیمه یک راه")

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 18:53  توسط محسن حاجي زين العابديني  |