"دوستان عزیز خواسته بودند که در وبلاگ عیدانه بدهم. این را عیدی این وبلاگ فرض کنید. چون برای من یکی از ارزشمندترین یافته ها و تجربه های سال ۱۳۸۶ است".
چقدر دلم برای یک خواندن سیر در اتوبوس یا قطار لک زده بود. یه کتاب توپ و پرواز و سفر از دریچه های اتوبوس و قطار به دنیاهای زیبای زیبای دور. و صدای بغل دستی که آقا، رسیدیم. آخر خطه. و به خودت می آیی و می بینی نه متوجه شدی کجا بودی و نه متوجه شدی کی رسیده ای؟ حالا هم خوشبختانه باز این کتابخوانی در ترافیک و هیاهوی خیابانها امکان پذیر شده. با این تفاوت که الان "کتاب می شنوی". اصلا دلت نمی خواهد که ترافیک تمام شود و همه اش دعا می کنی که کاش راه بندانهای اساسی تری داشتیم.
مدتها این حسرت را با خود داشتم تا بالاخره راهش را یافتم. به نظرم گنجی یافته ام نهانی. قبلا تفنن بود اما الان به بخشی مهم از زندگی ام تبدیل شده. الان خوشحالم که "کتاب می شنوم". از قدیم و ندیم گفته اند که نیاز مادر اختراع است. و چقدر هم راست گفته اند. وقتی خلایی احساس می کنی تازه شروع می کنی به تکاپو برای یافتن. پس خلاها هم چندان بد نیستند. انگیزه هایی می شوند برای حرکت.
خواندنی های جدیدی که هم سنگ بقیه ابزارآلات قرن بیست و یکمیمان باشند هم هست. می توان بی بهانه و توجیه کتاب شنید و بازهم همان داستان قدیمی "بخوانیم تا بدانیم چه چیزهایی زندگی را می سازد و چه چیزهایی نابود می کند" ادامه می یابد. خوشبختانه اهل فرهنگهای زیادی هستند که درد کتاب نخوانی ما را فهمیده اند و با گویا کردن کتابهای خوب راه را برای خواندن مدرن هموار کرده اند. خوشبختانه الان همه تلفن های همراهی دارند که مونس و انیس شب و روزشان است. چه خوب است کمی هم از این موبایلها کار فرهنگی بکشیم و با کتاب آشنایشان کنیم. به خصوص آنهایی که کودک دارند آزمایش کنند. واقعا آثار معجزه آسایی در آرام کردن کودکان دارد.آنچه در ادامه می آید پیوندهای مربوط به سایتهای مختلفی است که کتابهای خوب الکترونیکی صوتی ارائه می کنند. یک حسن بزرگ این مجموعه ها این است که از روی نسخه های اصلی آثار گویا شده اند و با مشکل س ا ن س و ر همراه نیستند.